مهارت های زندگی

تولید محتوی موسسه فرهنگی ذهن برتر

مهارت های زندگی

همیشه در زندگی ما متاسفأنه برای آدم های نابخرد و برای آدم هایی که حواسشان بخودشان نیست، یک چیزهایی پیدا می شود که اگر بهشان عمیق تر نگاه کنیم هیچ ارزشی در این دنیا ندارند، اما آنقدر برای شما مهم می شوند که حتی از خودتان، خود ارزشمندتان به مراتب مهم ترند.

شما حتما به دنیا و پیرامون اطرافتان نگاه کنید. برای مثال آدم هایی می بینید که مدت هاست ماشینی خریده اند؛ اما جالب اینجاست که هیچ وقت تا ماه ها و سال ها روکش صندلی پلاستیکی ماشین خود را عوض نکردند و خودشان را لایق استفاده درست از صندلی خودرو خودشان نمی دانند. بعضی از آدم ها را می بینید که در منزلشان یکسری ظروف و لوازمی دارند که برای از ما بهترون سال ها کنار گذاشتند و جالب اینجاست که هیچ وقت از ما بهترون به خانه آنها نمی روند. بخاطر اینکه کسی که خود را لایق چیزهای خوب نمی داند چطور ممکن است یک آدم خوب تر، یک آدم خارق العاده تر بتواند مهمان آن ها بشود.
 بعضی از آدم ها را دیده اید وقتی می خواهند وارد جایی بشوند نگاه می کنند به کفش هایشان و می بینند کثیف است آن را با پشت شلوارشان تمیز می کنند. از خودشان سؤال نمی کنند که وقتی خداحافظی می کردند و می رفتند سیاهی کفشان پشت شلوارشان افتاده است. این کارهای عجیب و مسخره را می بینید تعجب نکنید، به شکل های مدرنیده تر در دنیای من و شما وجود دارد. در واقع ما خودمان را کم ارزش تر از چیزهایی می دانیم که در دنیای اطرافمان است مثل ظروف و لباس های مختلف. شما همیشه یکسری لباس دارید برای وقت هایی که هیچ وقت نرسد کنار گذاشته اید. این را می دانید معنایش یعنی چه؟
یعنی اینکه من هرگز خودم را لایق بهره وری از این چیز نمی دانم مگر این که یک آدم خیلی خیلی لایق ترو فوق العاده تر دلش بخواهد آن را ببیند.البته این بدان معنا نیست که لباس منزلتان با لباس بیروئنتان یکی باشد. مسلماً هر انسانی برای یکسری جاها یکسری پوشش ها و چیزهای متفاوت دارد و در این بحثی نیست ولی اینکه شما هیچ وقت خودتان را لایق آن نبینید، این نگران کننده است. وقتی خودتان لایق بهره وری از چیزی نمیبینید این زندگیتان را دچار آسیب می کند.
وقتی پدر و مادری خود را لایق استفاده درست از زندگی نمی دانند قطعاٌ بچه هایشان هم همین گونه هستند شاید شما بنظرتان بیاید که بگویید بچه های ما درسته ما را می خورند. در واقع آن ها زندگی نزیسته شما را زندگی می کنند آن ها فکر میکنند که می توانند حق شما و جد و آبادشان را از حلقوم زندگی بیرون بکشند؛ اما وقتی پای ارزش های خودشان می رسد، شما نگاه کنید بچه های چنین خانواده ها، بدترین انتخاب را در موقعیت های عاطفی و داغون ترین و افتضاح ترین  ازدواج ها را می کنند. دختر خانومی میگفت: من نمیدانم چرا در موقعیت های عاطفی قرار می گیرم و می توانم یک انتخاب درست داشته باشم ولی وقتی یک مدت که فکر می کنم می فهمم که بدترین تصمیم را گرفتم. نمی دانم همه داغون ها، همه تخریب گرایی که در واقع آسیب رسان هستند را در نهایت انتخاب می کنم و نمی دانم چرا؟

عزت نفس

عزت نفس در همچین مواقعی سمت ما می آید وقتی شما خود را لایق این می دانید که در آرایشگاه بروید و بخودتان برسید، این بدان معنا نیست که همیشه پول هایتان را دور بریزید اما هرزگاهی واقعا این کار را بکنید. فکر نکنید چون شما و خواهرانتان ارایشگری بلد هستید، هر وقت هم دیگر را دیدید همدیگر را اصلاح بکنید یا مثلا موهای هم دیگر را رنگ کنید این یک فاجعه است. به خودتان این احترام را بگذارید ک روی صندلی یک آرایشگاه خوب وشیک به اندازه بضاعت مالیتان بشینید و یک خانوم ارایشگر کار بلد موهای شما را درست کند، این به شما هویت می دهد ازتان خواهش میکنم  فکر نکنید اگر شما خیاطی بلد هستید، باید همه کارهایتان را خودتان بکنید گاهی وقت ها باید این اتفاق را بیرون رقم بزنید. تعجب نکنید، این ها اسراف کردن نیست. این ها به اندازه معقول استفاده کردن از امکانات دنیا و اطراف، برای پی بردن به هویت و احیای هویت عزت نفس یک انسان است. گاهی وقت ها اگر شما یک خانه  پدری و یک جایی را دارید که همیشه مسافرت آنجا می روید، یک وقت هایی پول هایتان جمع کنید و یک هتل خیلی لاکچری و شیک بروید. برای اینکه شما باید یواش یواش این هویت را پیدا کنید که در مسیر زندگی شما باید یکسری اتفاق های جدید بیفتد تا سطح زندگی شما را بالا بیاورد. اسراف ممنوع است و در آن تردیدی وجود ندارد که بخورید و بیاشامید اما اسراف نکنید؛ اما نکته ای است، آن هم یک جاهایی شما برای بالابردن عزت نفس خودتان به خودتان یک حال خوبی را انتقال دهید. باید هوای خودتان را داشته باشید. پس به طور آگاهانه گاهی وقتها در مقابل خیلی چیزهایی که ذهنتان را درگیر می کند، حستان را بهم می ریزد و فکرتان را درگیر کرده کمی سخاوتمندتر عمل بکنید جالب است شما آن پولی که مدت ها دلتان می خواست که مثلا فلان ساعت شیک یا فلان چیز را بخرید، انقدر این دست آن دست کرده اید که چندتا اتفاقات متعددی رخ داده است یا عزیزی داشتید که مریض شد و برای خرج دوا و درمان  پولی نداشته و شما به آن پول را به آن داده اید، یا یک لوله ای در خانه ترکید که شما مجبور شدید کل پول را هزینه لوله کنید یا اینکه دزد زد یک چیزی را برد و مجبور شدید خسارت بدهید یا اصلا خود آن پول، طلا و موقعیت را بردند. در واقع وقتی شما از آن چیزی که دارید استفاده نمی کنید کائنات به شما می گوید که شما مثل اینکه لیاقتش را ندارید و آن را از شما می گیرد و به کسی دیگر می دهد. اگر شما امروز عشقتان، امروز بچه هایتان از اماکاناتتون استفاده نکنید، به شما  یک سری آسیب ها وارد می شود. اگر عشقی در زندگی شما هست و شما از آن استفاده درست نکنید جهان هستی آن را از شما می گیرد و به کسی دیگر می دهد که قدرش را بداند و ازش درست استفاده کند اگر شما از مغز و اندیشه حافظتان درست استفاده نمیکنید در بزرگسالی حتما آلزایمر می گیرید. چون جهان به شما می گوید که شما به حافظتان نیاری نداشته اید و چیزی را در ذهنتان نگه نداشته اید، نه مناسبتی، نه تاریخ تولدی، نه تاریخ ازدواجی، نه شماره تلفنی  و شما اصلا حافظه را برای چه نیاز دارید؟
و اگر شما از فیزیکتان، از بدنتان درست استفاده نمیکنید در آینده نزدیک شما دچار آسیب های عجیب و غریب می شوید. دچار بی تحرکی می شوید. دچار آسیب هایی می شوید و جهان هستی می گوید: که شما احتیاجی نداشتید. شما فکر می کنید اگر یک ماشینی را ازش استفاده نکنید همیشه سالم می ماند.

شما از خودتان سؤال کردید که لوازم هایی که از مدت ها پیش استفاده نمی کردید چه بلایی سرشان می آیند؟ 


کولر های گازیتان را لطفاٌ در زمستان یک بار روشن کنید. تا گاز آن بالا بیاید. بهش بفهمانید که درست است که هوا سرد است ولی من حواسم بهت هست و دوباره تابستان بهت نیاز دارم. به خیلی چیزها باید اینطوری نگاه کنید. به تمام کسانی که به شما محبت می کنند. توجه کنید به هر چه در این دنیا توجه کنید آن چیز رشد می کند پس اگر به لیاقت خودتان و آن چه خودتان مستحقش هستید توجه کنید، استحقاق بیشتری نسبت به برکات الهی برکات مادی برکات عاطفی پیدا می کنید. مطمئن باشید کسی که خوب و عاشقانه زندگی می کند یا اگر کسی لیاقت عشقش را نداشت یک فرد لایق تر جایگزین آن میشود.
انیشتن گفت: "هیچ انرژی در دنیا هدر نمی رود فقط از حالتی به حالت دیگر تبدیل می شود." می خواهم به شما بگویم انرژی عاطفی و انرزی عشق هم همین گونه است. هرگز ندیده ام در جهان، کسی که یک عشق واقعی و خالصانه را نثار کند یک نامردی یک بی انصافی  یک ناکارآمدی قدرش را نداند. یک روزی یک کسی پیدا نشود که همان اندازه  یا شاید چند برابر بیشتر مهری که شما به آن آدم ناشایست داده اید را بهتان برنگرداند؛ به شرط این که درک بکنید دقیقاٌ هر چیزی را باید کجا و چگونه مصرف کنید. با یک همچین نگاهی روزتان را آغاز کنید و خودتان را لایق بهترینها بدانید و خودتان را لایق چیزهایی بدانید که دارید و به چیزهایی که ندارید فکر نکنید. زندگی مثل گوشی های موبایلتان می ماند. از صفحه تاچ زندگی خودتان استفاده کنید چرا که اگر استفاده نکنید، آن خاموش می شود و از بین می رود. پس آگانه بیاموزید و در مقابل زندگی اصلاٌ کوتاه نیایید و این را بدانید خدا لحظه ای درنگ نمی کند و درست سر بزنگاه می رسد. پس تا وقتی خدا هست امیدواری هست. هر وقت خبر دادن که خدا مرده است، شما می توانید ناامید شوید. اما تا مادامی که خدای مهربان نگاهش را بر تمام جهان هستی گسترانیده معنایی برای ناامیدی وجود ندارد. پس از زندگی لذت ببرید و از هر آنچه که هست لذت ببرید. بخاطر داشته باشید که اگر از دیگران شکایت می کنید برای این است که نمی خواهید خودتان را تغییر بدهید.
 بزرگی می گفت: "جایی خواندم نوشته بود از دیگران شکایت نمی کنم، بلکه  خودم را تغییر می دهم؛ چرا که کفش پوشیدن راحت تر از فرش کردن دنیاست" انقدر با دنیا کلنجار نروید. اگر افسرده اید، یادتان باشد که در گذشته زندگی می کنید. اگر اضطراب و استرس دارید، بدانید که درگیر آینده اید. اما اگر ارامش دارید و لذت می برید بدانید شما لایق این هستید که در لحظه و حال زندگی می کنید. برای در لحظه حال زندگی کردن از هر آن چه در دنیایتان هست لذت ببرید.
گفت: "چه سعادتی است وقتی برف می بارد و دانستن این که تن پرنده ها گرم است ای حلزون از کوهستان فوجی بالا برو ولی آرام آرام "

 

منبع: دکتر سید حمیدرضا محتشمی

 


نظرات کاربران
ارسال نظر