آسانسور موفقیت سال هاست خراب است، لطفاٌ فقط از راه پله استفاده کنید.

تولید محتوی موسسه فرهنگی ذهن برتر

آسانسور موفقیت سال هاست خراب است، لطفاٌ فقط از راه پله استفاده کنید.

قاعده موفقیت یک قاعده معکوس است اما بدانید آسانسوری وجود ندارد و باید از طریق پلکان خودتان را ارتقا دهید. شروع کنید کاری که لازم است را انجام دهید و بعد کاری که ممکن است را انجام دهید و بعد ناگهان می بینید که کاری که غیرممکن است را انجام می دهید.  

انسان های موفق کسانی هستند که کارهایشان را در مرحله الزام انجام می دهند نه در مرحله اجبار یعنی اگر شما وظایفی را بر عهده دارید ومی خواهید یک آدم موفقی باشید لازم نیست که کار خارق العاده ای انجا دهید و کافیست کارهایتان را در مرحله و منطقه الزان انجام دهید. برای مثال الان لازم است وقتی که پول دارید، شما قسط عقب افتاده یا شارژ ساختمانتان را بپردازید و مشابه این ها. درنگ کردن و به تأخیر انداختن کارها از مرحله الزام به مراحل دیگر بسیار ناگوار است و از مراحل غیر موفقیتی محسوب می شود. پس اگر لازم است الان درس بخوانید بخوانید نگذارید روزی برسید که مجبور بشید که اینکار را انجام دهید. اگر الان لازم است که یکسری چیزها را برای خودتان بخرید اگر لازم صرفه جویی بکنید اگر لازم به دیدار عزیزی بروید و هر آنچه که لازم است با درک و شعور خود انجامش دهید.

آسانسور موفقیت سال هاست خراب است، لطفاٌ فقط از راه پله استفاده کنید.

گام اول موفقیت:

انجام دادن وظایف و کارهای مرتبط به سمت خودت: مثلاٌ اگر رییس شما از شما در سمتی که مسئول هستید، تقاضای رسیدگی به پرونده ها را دارد و شما بجای رسیدگی به پرونده ها، شیشه های ساختمان را تمیز کرده اید. تمیز کردن شیشه ها کار قشنگی است و آفرین به شما کارمند نمونه، ولی از آن واجب تر رسیدگی به پرونده ها بوده است.

مرحله بعد انجام دادن کارهایی که برایتان ممکن است یعنی جزء واجبات نیست و کارهای لازم انجام شده و برایش ممکن است که خودش را ارتقا دهد. مثلاٌ میتونم کمی مرتب تر عمل کنم میتونم کمی بیشتر کار کنم. برای مثال اگر شما در طول روز پنج یا شش ساعت درس می خوانید می توانید یک ساعت بیشترش کنید تا نتیجه بهتری بگیرید و بریتان ممکن است.

مرحله بعد انجام دادن کارهای ممکن است. انجام این کار باعث می شود که خودباوری و اعتماد بنسفتان روز به روز افزایش پیدا کند. وقتی کارهای لازم و واجب را انجام میدهید از خودتان خوشتان می آید و بعد کارهای ممکن را انجام می دهید اعتماد بنفستان بالاتر می اید. و در حین بالا آمدن اعتماد بنفس شما به این می اندیشید که می توانید کارهای دیگر هم انجام دهید و آن ها کارهایی است که در ذهن شما غیر ممکن می آمد ولی الان به انجام دادن آن فکر می کنید.
تمام انسانهای موفق امروز کارهایی را انجام می دهند که یک روزی حتی به ذهنشان هم خطور نمی کرد و وقتی به انجام دادن آن کارها فکر می کردند، بر این باور بودند که دیوانه شدند و غیر ممکن است. 

مرحله بعد هدف گذاری کردن است. وقتی لازم ها را پیگیری می کنید اهداف خود را یکی پس از دیگری رقم می زنید و این ها کارهایی است که ممکن می شود و چون اعتماد بنفستان بالا رفته و حالتان خوب است و دیگران مدام شما را تشویق می کنند.  روز به روز موفقیت شما پیشرفت می کند. مطمئن باشید که شما یواش یواش کارهای غیر ممکن را ممکن می سازید. اما مشکل قابل توجه اینجاست که شما برای رسیدن به نتایج بهتر منتظر نتایج مایکروویوی و فسفودی هستید. توجه داشته باشید که موفقیت آسانسور ندارد و آسانسور آن سالیان سال است که خراب است و فقط برای بالا رفتن آن باید از پله ها استفاده کنید. وقتی شما پله ها را بخواهید یکی پس از دیگری بالا بروید؛  مسلماٌ به زمان بیشتری احتیاج دارید. موفقیت با پله های دیگر در زندگی یک فرقی دارد و آن این است که وقتی شما از پله های یک آرپاتمان صد طبقه ای بالا می روید تا طبقه 5 و 10 را تند می روید از طبقه 10 و 15 یواش یواش خسته می شوید و از طبقه 30 و 40 دیگر رمق ندارید و در طبقات 50 و 60 دیگر ممکن است نای بالارفتن نداشته باشید؛  اما در مسیر موفقیت کاملاٌ برعکس است. مثلاٌ در یک ساختمان صد طبقه موفقیتی شما تا طبقه10 و 20 را به کندی هر چه تمام تر بالا می روید ولی از طبقه 20 تا 40 کمی سرعت می گیرید و از طبقات 40 و 60  برایتان خوشایند می شوند و انگار نه انگار که دارید می روید، از 60 و 70 و 80 سرعت می گیرید و در طبقات 90 تا 100 را متوجه نمی شوید، که چجوری سپری کرده اید.

قاعده موفقیت یک قاعده معکوس است اما بدانید آسانسوری وجود ندارد و باید از طریق پلکان خودتان را ارتقا بدهید.

یادتان باشد وقتی آسمان یخبندان است آنهایی که پرواز می کنند تن و بدنشان داغ است و از سرمای زندگی نمی ترسند، پرنده های آزاد همیشه بدنشان گرم است.

 


نظرات کاربران
ارسال نظر